اقبال يغمايى ( گردآورنده )

81

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

( 6 ) - مظفر الدين شاه : پسر چهارم ناصر الدين شاه ، به سال 1269 قمرى متولد شد . در هشت سالگى به للگى رضا قلى خان هدايت ، و پيشكارى عزيز خان مكرى به حكومت آذربايجان رفت . در نه سالگى - روز هيجدهم ذىحجهء 1278 وليعهد شد ، و در پانزده سالگى با تاج الملوك معروف به ام خاقان دختر اميركبير و عزة الدوله عروسى كرد . اين پيوند دير نپاييد و در ماه صفر 1293 گسسته شد . پس از كشته شدن پدرش ناصر الدين شاه كه روز هجدهم ذىقعدهء 1313 قمرى اتفاق افتاد روز هيجدهم ذىحجهء 1313 نام پادشاه بر خود نهاد و 25 ذىحجه در تهران تاجگذارى كرد . كهنه‌پرست ، سست‌اراده ، جبان ، ضعيف النفس ، عليل ، ملايم طبع ، نرمخو و بخشنده بود . به بيگانگان امتيازات بسيار داد كه همه به زيان ايران بود ؛ از جمله امتياز تأسيس بانك استقراضى به روسيه ، و امتياز نفت به دارسى . در زمان پادشاهى مظفر الدين شاه مبارزهء آزاديخواهان با استبدادطلبان به اوج شدت رسيد و به پيروزى مشروطه‌خواهان انجاميد . شاه فرمان مشروطيت را روز سيزدهم مرداد 1285 - 2465 - برابر چهاردهم جمادى الثانى 1324 قمرى مطابق پنجم اوت 1906 ميلادى صادر كرد . مظفر الدين شاه سه بار به اروپا رفت سفر اولش از پنجشنبه دوازدهم ذىحجهء 1317 تا يكشنبه دوم شعبان 1318 مدت گرفت ؛ و سفر دوم از 26 ذىحجهء 1320 تا 21 رجب 1321 شش ماه و 22 روز به طول انجاميد . سفر سوم در سال 1323 انجام پذيرفت . او در ماه ذىقعدهء 1324 درگذشت . ( 7 ) - مسعود ميرزا ظل السلطان : چهارمين پسر ناصر الدين شاه و مادرش عفت الدوله ( بعدها عفت السلطنه ) دختر رضا قلى بيگ پيشخدمت بهمن ميرزا ، پسر عباس ميرزاى نايب السلطنه بود . در بيستم صفر 1264 قمرى برابر پنجم ژانويهء 1850 ميلادى تولد يافت و به سال 1291 به حكومت اصفهان منصوب شد . چون عملش پسند پدرش افتاد چندى بعد حكومت ولايتهاى فارس و يزد و لرستان و عراق و كردستان و كرمانشاه و بختيارى و خوزستان و بروجرد و گلپايگان و ملاير و تويسركان و نهاوند و كمره و محلات زير فرمان وى درآمد و بدين‌گونه بر بيشتر قسمت آباد ايران فرمانروا شد . ظل السلطان پس از اينكه سراسر منطقهء حكومت خويش را از وجود راهزنان پاك و امنيت را برقرار كرد در انديشهء تشكيل و تربيت لشكرى مجهز برآمد و پس از مدتى سپاهى مركب از هفت هزار سواره و چهارده هزار پياده به خدمت گرفت و مربيان شايسته به تربيت آنان گماشت . خبر تشكيل اين سپاهيان منظم و نيرومند شاه را نسبت به پسر مغرورش بدگمان كرد و واگنر اتريشى را به اصفهان فرستاد تا در نهان قدرت جنگى سربازان ظل السلطان را ارزشيابى كند و به او خبر بدهد . واگنر پس از مراجعت از اصفهان ، تربيت و قدرت نظامى سپاهيان شاهزاده را بزرگ شمرد و شاه چنان بيمناك شد كه از همان روز به مرخص كردن و پراگندن سربازان تصميم كرد و منتظر فرصت مناسب بود . پس از مدتى ناصر الدين شاه ظل السلطان را از اصفهان به تهران خواند . مسعود